خاطره
قرار بوده همه خاطره ای از دوران ارشد بگن بنظر من زیبا ترین اتفاق سر کلاس آقای سجادی افتاد بعد چند جلسه که دوستان در مورد کاربرد درس روانشناسی در نظام آموزشی خودمان بحث کردند فکر می کنم که جلسه سوم بود سیاوش حرفی نزد و کاملاً گوش می داد روی دسته صندلی به سمت راست تکیه داده بود و بحث هارو پیگیری می کرد جواد داشت با استاد بحث می کرد و تقریباًبدون اینکه به نتیجه برسند بحث داشت تمام میشد سیاوش وضعیتش رو عوض کرد و به سمت چپ روی صندلی تکیه داد در همین لحظه استاد گفت بیا این هم تکونی به خودش داد و الان می خواد نظریه پردازی کنه
+ نوشته شده در جمعه ۲۴ دی ۱۳۸۹ ساعت 21:51 توسط ادریس عزیزی
|
حرف هایی هست برای نگفتن