دکتر مرتضی مجدفر: چاپ جدید کتاب فارسی ششم ابتدایی اصلاح شد

دکتر مرتضی مجدفر: تلاش ها نتیجه داد، چاپ جدید کتاب فارسی ششم ابتدایی اصلاح شد

مهر ماه 1391 در این وبلاگ پستی با عنوان "دکتر مرتضی مجدفر: نقدی بر کتاب درسی جدیدالتألیف فارسی ششم ابتدایی" قرار دادیم که بازخوانی بخشی از مقاله ی به حق منتقدانه ی دکتر مجدفر نسبت به چاپ شعر نادرستی سروده ی غلامعلی حدادعادل در کتاب زبان فارسی ششم ابتدایی بود که در آن شعر، شاعر تفاوتی بین زبان رسمی و زبان مادری قائل نشده بود. ایشان در مقاله ی خود علاوه بر توضیح مبسوط دلایل نقد خود به این شعر، تصریح کرده اند که راه حل اعتراض به وجود این شعر در کتاب فارسی ششم ابتدایی یک نظام آموزشی متمرکز را پاره کردن صفحه ی آن درس از کتاب نمی دانند، بلکه می کوشند که این شعر در چاپ بعدی کتاب زبان فارسی ششم ابتدایی برای مناطق ترک نشین ایران حذف شود و اگر لازم است شعر با اصلاحاتی برای مناطق فارس نشین استفاده شود.

ماه ها از انتشار آن مقاله می گذرد اما خوشبختانه امروز شاهد آنیم که با همت و تلاش مجدانه ی استاد عزیز دکتر مرتضی مجدفر، شعر مذکور از چاپ جدید کتاب فارسی ششم ابتدایی حذف شده است. این موفقیت ارزشمند را به ایشان و کلیه دوستان تبریک می گوییم و با آرزوی آنکه همگی ما در مقام حق، دلیرانه پاسدار حقوق انسانی خود و دیگران باشیم، در ادامه نظر دکتر مرتضی مجدفر را ذیل پست منتشر شده در وبلاگ مان می خوانیم:

"سلام. هر چند انتشار این مقاله موجب شد من از سردبیری رشد ابتدایی عزل شوم و کلیه سمتهایی را که در مجلات رشد داشتم از دست بدهم و ضربات معنوی و مادی فراوانی نصیبم شد ولی خدا را شکر می کنم که در کتاب جدید فارسی ششم ابتدایی این شعر شوونیستی حذف شده است و به جایش مطلبی درباب اهمیت سخن گذاشته شده است. با دیدن کتاب ششم جدید تمام ناراحتی هایم را فراموش کردم. خدا را شکر که در پیشگاه مادرم روسفید شدم و آیندگان این آب و خاک مرا به خاطر این که سکوت نکردم نفرین نخواهند کرد.از شما و دوستان همفکرتان هم تشکر می کنم که به موقع در نشر این متن تلاش کردید. سپاسگزارم"

با سپاس فراوان از استاد عزیز دکتر مرتضی مجدفر؛ برای آشنایی بیشتر با فعالیت های استاد، بخشی از رزومه ایشان را با هم می خوانیم.

دکتر مرتضی مجدفر: نقدی بر کتاب درسی جدیدالتألیف فارسی ششم ابتدایی

ماجرا از این قرار است که در کتاب فارسی سال ششم، شعری با عنوان «ای زبان فارسی» چاپ شده که سرودة غلامعلی‌ حدادعادل است:

ای زبان فارسی، ای درّ دریای دَری

ای تو میراث نیاکان، ای زبان مادری

در تو پیدا فَرّ ما، فرهنگ ما، آیین ما

از تو برپا، رایتِ دانایی و دانشوری

کابل و تهران و تبریز و بخارا و خُجند

جمله، ملک توست تا بلخ و نشابور و هری

جاودان زی، ای زبان دانش و فرزانگی

تا به گیتی، نور بخشد آفتاب خاوری

فارسی را پاس می‌داریم، زیرا گفته‌اند

«قدر زر، زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری»

شعر، شعر وزینی است ولی در زمینۀ آرایه‌های ادبی اشکالاتی نیز دارد و ضعف تألیف و ضعف قافیه  نیز در آن مشهود است.همچنین اصلا برای چاپ در کتاب درسی یک نظام آموزشی متمرکز مناسب نیست. چرا که فارسی ضمن آن‌که زبان مادری بخش‌هایی از مردمان کشورمان است، زبان مادری بخش‌های فراوانی از ساکنان ایران بزرگ هم نیست. شاعر محترم، باید بین «زبان رسمی» و «زبان مادری» تفاوت قائل می‌شد. برای من، فارسی زبان رسمی کشورم و ترکی زبان مادری‌ام است.

متن کامل مقاله را از اینجا بخوانید و لطفاً اطلاع رسانی کنید. با تشکر

بزن دست قشنگه روووووو!

کسب مقام نخست در سکوی

"بی ارزش ترین واحد پولی دنیا"

را به دولت مهرورز و ملت مهرطلب ایران تبریک و تهنیت عرض می نماییم!

منبع:  http://en.wikipedia.org/wiki/Least_valued_currency_unit

دیگران را از بالا نگاه نکنیم

مطلبی که در ادامه براتون میذارم انقدر جالب توجه و تفکر هست که تصمیم گرفتم با دوستان هم در میون بذارمش.

*****

ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم. یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند. سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه ...به قیافه‌اش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!
بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند. اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد و فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذایی‌اش را ندارد. در هر حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد.
دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود. به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمی‌دارند، و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرم‌کننده و با مهربانی لبخند می‌زنند.

ادامه مطلب را از دست ندهید

ادامه نوشته

یک دقیقه با جوانان

دوستان سلام

خانم مزارعی در بحث از موضوعات ماهنامه سپیده دانایی از من خواستند که دیدگاهمو راجع به مسائل جوانان بگم. در ادامه دیدگاه منو نسبت به "چگونگی بررسی مسائل جوانان" می خونید.

مقدمه

در پایان نامه م یه بحثی رو مطرح کردم به نام رویکرد "خود-در-بافت" (Self-in-context). امروزه فضای روانی اجتماعی به قدری پیچیده شده که نمی توانیم بدون در نظر گرفتن تعامل های تنگاتنگ و پیچیده ی خود در بافت به درک صحیحی از مسائل تحولی برسیم. واضح هم هست که وقتی صورت مسئله درست بیان نشود به حل مسئله منجر نخواهد شد.--->بحث در ادامه مطلب.

*****

ادامه نوشته

فید، گودر (گوگل ریدر)، چیست؟

از این به بعد هر وقت دیدیش بهش دقت کن

فید چیست و نحوه استفاده از فید

فناوری فید feed که آن را در فارسی «خوراک» یا «خبرمایه» هم ترجمه کرده‌اند، فناوری‌ای است که می‌تواند گشت و گذار شما را در اینترنت متحول کند. فید راهی برای دسترسی سریع و بدون دردسر به آخرین اخبار و نوشته‌های سایت و وبلاگهاست.

اگر تا به حال از فید استفاده نمی‌کردید، این نوشته را بخوانید و وقت وب‌گردی یک روزتان را صرف آشنایی با آن کنید، مطمئنا پشیمان نخواهید شد و در آینده از روزی که در آن با فید آشنا شدید به نیکی یاد خواهید کرد! ادامه مطلب بالا را از اینجا (کلیک کنید) بخوانید. یه لینک دیگه هم اینه: چگونه از فید استفاده کنیم-کلیک کن که تو قسمت پیوندهای اصلی و روزانه هم گذاشتم.

ندای قلبت را می شنوی؟

.: نامی برای تو :.

صدایی به رنگ صدای تو نیست

به جز عشق، نامی برای تو نیست

شب و روز تصویر موعود من

در آیینه جز چشم های تو نیست

تن جاده از رفتنت جان گرفت

رگ راه جز ردپای تو نیست

مزار تو بی مرز و بی انتهاست

تو پاکی و این خاک جای تو نیست

به تشییع زخم تو آمد بهار

که جز سبز، رخت عزای تو نیست

کسی کز پی اهل مرحم رود

دگر شیعه ی زخم های تو نیست

به آن زخم های مقدس قسم

که جز زخم، مرهم برای تو نیست

 

السلام علیک یا فاطمه الزهراء

زنده یاد قیصر امین پور

ادامه نوشته

قاصدک هان چه خبر آوردی!؟

 قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟

خوش خبر باشی،اما،‌ اما
گرد بام و در من
بی ثمر می‌گردی

انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیّار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند

قاصدک
در دل من همه کورند و کرند

دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو، فریب

قاصدک! هان، ولی ... آخر ... ای وای
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام ، آی! کجا رفتی؟ آی
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی، جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم، خردک شرری هست هنوز؟

قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند .

«م. امید» مهدی اخوان ثالث

تصنيف قاصدک : شجريان - مشکاتيان، ماهور

 

روی لینک راست کلیک کنید.

برای دانلود روی گزینه یSave target as… کلیک کنید.

تسلیت

شهادت مظلومانه دکتر مسعود علی محمدی

 استاد تمام دانشکده ی فیزیک دانشگاه تهران تسلیت باد.

دکتر علیمحمدی

بخشی از سوابق علمی دکتر  مسعود علی محمدی

 

پ.ن: به اعمال هر دو طرف جناح سیاسی بیشتر بیاندیشیم.

 

ادامه نوشته

کسی از گربه های ایرانی خبر نداره

فیلم کسی از گربه های ایرانی خبر نداره از بهمن قبادی

این فیلم را قبادی به ملت ایران تقدیم کرده و در بسیاری از سایت ها دانلود می شود حتما دانلود کنید خیلی جذاب است

کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره "Nobody Knows About Persian Cats" با فیلمنامه مشترکی از بهمن قبادی ، حسین.م آبکنار، رکسانا صابری و بدون مجوز و زیر زمینی ساخته شده. نگار شقاقی، حامد بهداد، اشکان کوشانفر، بابک میرزاخانی و سروش لشکری (هیچکس) و چند تا از موزیسن های زیر زمینی رپ و راک ایرانی از بازیگران این فیلمند.

خلاصه داستان

دختر و پسر جوانی بعد از آزادی از زندان، برای جمع کردن یک گروه جدیدِ موزیک، به قلب تهران می‎زنند و سفری زیرزمینی را شروع می‎کنند تا تک تک افراد بندشان را از میان گروه‎های مخفی زیرزمینی پیدا کنند. آن‌ها می‎خواهند از ایران بروند تا خودشان را به جشنواره‌ای در لندن و پاریس برسانند اما بیشترشان برای رفتن از ایران نه پولی دارند و نه پاسپورتی. جوان دیگری تلاش می‎کند تا برایشان پاسپورت جعلی جور کند و قبل از رفتن‎شان ترتیب کنسرتی مخفی را در تهران بدهد و …

جوایزی که این فیلم گرفته:

  • جایزه ویژه بخش نوعی نگاه جشنواره کن ۱۳۸۸

این فیلم که در مراسم افتتاحیه بخش ‏نوعی نگاه شصت و دومین جشنواره کن به نمایش درآمد، توانست جایزه ویژه این بخش را به ‏خود اختصاص دهد.‏

همچنین جایزه «فرانسوا شاله» این جشنواره را از آن خود کرد. این جایزه ۱۳ سال ‏است که در جشنواره کن اهدا می‌شود و بهمن قبادی پیش از این نیز این جایزه را برای فیلم «‏آوازهای سرزمین مادری ام» در سال ۱۳۸۱ دریافت کرده‌است.‏

‏«کسی از گربه‌ای ایرانی خبر نداره» پیش از نمایش در افتتاحیه بخش نوعی نگاه، برای اهالی ‏مطبوعات و رسانه‌ها اکران شد و به گزارش رسانه‌های خارجی مورد استقبال منتقدین و ‏تماشاگران قرار گرفت.‏

  • جایزه «فرانسوا شاله» (François Chalais) از جشنواره بین‌المللی فیلم کن، فرانسه، ۱۳۸۸

 

سرهنگ قذافی

معمر در زبان عربی به معنای مهندس است و معمولا توسط افراد قبل از نام خانوادگی افراد تحصیل کرده در رشته مهندسی عمران و ساختمان بکار میرود ، اینکه ایا نام کوچک پادشاه لیبی معمر است و یا این واژه لقب او است معلوم نیست ، ولی آنچه مسلم است پادشاه هشتاد و چند ساله لیبی که مانند هنرپیشه های سینمایی هر روز گریم میکند دارای ناهنجاری رفتاری بسیاری است ، مثلا گفته میشود او تا کنون در هیچ یک از دیدارهای رسمی یک لباس را دو بار نپوشیده است ، حال بماند که هر یک از لباسهای ایشان حکایت خاص خود را دارد و یا ایشان در اجلاس چند روز پیش سازمان ملل در نیویورک بجای استفاده از پانزده دقیقه وقت اختصاصی خود یکصد دقیقه سخنرانی نمود که بیش از نود دقیقه آن فحش و ناسزا بود بطوریکه مترجم وی پس از سی و پنج دقیقه ترجمه همزمان کم آورد و شخص دیگری جایگزین او شد . . .
 
بد نیست بدانید سالها است که او جز در کاخ خودش در هیچ عمارت دیگری اقامت نمیکند و هر گاه برای سفرهای خارجی به دعوت روسای کشورهای دیگر به خارج از لیبی سفر میکند چادر و خیمه و خدم و حشم فراوان خود را به همراه میبرد ، جند سال پیش در سفر به فرانسه در فضای سبز کاخ الیزه (یا ورسای) خیمه و بارگاه خود را برپا نمود و سوژه مناسبی برای خبرنگاران و مطبوعات شد و شایعات فراوانی را به دنبال داشت در سفر اخیر به نیویورک هم ابتدا در پارک ملی نیویورک چادر زدند که ماموران پلیس به دنبال اعتراض برخی از اهالی مبنی بر امنیتی شدن فضای پارک پلیس هیئت لیبیایی را مجبور به جمع کردن خیمه ها نمود (حق و حقوق شهروندی در آمریکا را ملاحظه بفرمایید) و نهایتا هیئت لیبیایی فضای سبز چند هکتاری منزل یکی از ثروتمندان را در حومه نیویورک به مبلغ گزافی برای چند روز اجاره نمود و آنها چادر پادشاه لیبی را در این ملک برپا نمودند . . .

آنچه مسلم است پادشاه لیبی در سن هشتاد سالگی بسیار علاقه دارد که سوژه مطبوعات و رسانه ها باشد ولی شاید از همه جالب تر کادر حفاظتی و محافظین وی باشد ، کادر حفاظتی وی که بسیار ورزیده و جوان بوده پس از آزمونهای فراوان و گذراندن دوره های سخت انتخاب شده و بیش از چهارصد نفر میباشند که در شیفت های چهل نفره مسئول حفاظت از جان وی را برعهده دارند و در سفر نیویورک هنگامی که پادشاه لیبی برای خرید سوغاتی به یکی از فروشگاههای شهر نیویورک رفته بود این کارولن چهل نفره (البته به همراه تعداد بیشمار پلیسهای محلی) باعث راه بندان و ایجاد ترافیک در شهر نیویورک شد ، کادر حفاظتی ایشان که بر خلاف دیگر محافظین هیچگاه لباس شخصی (در حال شیفت و محافظت) نمیپوشند همگی از میان دختران مجرد انتخاب شده اند و تا زمانی که در خدمت هستند حق ازدواج ندارند . . .

 

بزرگترین پیام عاشورا را "امر به معروف و نهی از منکر" خوانده اند... اما این پیام در زندگی ما یعنی چه؟

دوست عزیز

خواهشمندم یا متن را مطالعه نفرمایید و یا آن را واژه به واژه تا انتها بخوانید. ضمنا نظر خود را حتما بصورت عمومی (نه خصوصی) ذیل همین مطلب عنوان نمایید. از اینکه به خواهش من احترام می گذارید سپاسگزارم.

 

 

 

ادامه نوشته

امروز هر خانه ای مسیحی دارد و هر مادری مریم یست.

ممانعت از برگزاری مراسم ختم احسان فتاحيان در كرمانشاه
در حالی كه يك روز پس از اجرای حكم اعدام احسان فتاحيان، فعال سياسی كُرد در زندان مركزی سنندج و دفن مخفيانه‌ی جسد وی در گورستان شهر كرمانشاه، از سوی خانواده فتاحيان اعلام شده بود كه مراسم ختم اين فعال كُرد بعد از ظهر جمعه در مسجد بقيه الله اعظم شهرك كارمندان كرمانشاه برگزار خواهد شد، اما نهادهای امنيتی با فشار بر خانواده احسان فتاحيان آن‌ها را مجبور به اعلام خبر لغو مراسم كردند.

 با فشار نهادهای امنيتی كرمانشاه مراسم ختم احسان فتاحيان لغو شد.
در حالی كه يك روز پس از اجرای حكم اعدام احسان فتاحيان، فعال سياسی كُرد در زندان مركزی سنندج و دفن مخفيانه‌ی جسد وی در گورستان شهر كرمانشاه، از سوی خانواده فتاحيان اعلام شده بود كه مراسم ختم اين فعال كُرد بعد از ظهر جمعه در مسجد بقيه الله اعظم شهرك كارمندان كرمانشاه برگزار خواهد شد، اما نهادهای امنيتی با فشار بر خانواده احسان فتاحيان آن‌ها را مجبور به اعلام خبر لغو مراسم كردند.

به گزارش هرانا به نقل از سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ، اعلام خبر لغو مراسم در مسجد مزبور تنها يك ساعت قبل از ساعت شروع آن بود و در اين فاصله‌ی كم هيچ گونه امكانی برای انتقال محل مراسم به مكانی ديگر و اطلاع رسانی در اين مورد وجود نداشت. نيروهای امنيتی حتی از نسب اطلاعيه‌ای بر درب مسجد بقيه الله كه آدرس منزل شخصی يكی از اقوام خانواده فتاحيان به عنوان محل جديد مراسم ختم اعلام شده بود جلوگيری كردند.

گروه‌هايی از شهروندان كرمانشاهی كه به قصد حضور در مراسم بزرگداشت احسان فتاحيان در محل اعلام شده حاضر شده بودند با درب بسته مسجد مواجه شده و با تذكر نيروهای‌ انتظامی مجبور به ترك محل شدند. در اين ميان عده‌ای ‌از فعالان مدنی و دانشجويی كرمانشاه همراه با خانواده‌های كيانوش آسا (دانشجوی كُرد جانباخته طی وقايع اخير) و فرزاد كمانگر (زندانی سياسی كُرد محكوم به اعدام) با حضور در منزل يكی از بستگان خانواده فتاحيان با نثار تاج گلی مزين به عكس احسان فتاحيان و عبارت "مه‌ژی بو مردن بمره بو ژيان" و نيز تصاويری از كيانوش آسا و فرزاد كمانگر كه توسط مادران‌شان حمل می‌شد به هم‌دردی با خانواده احسان فتاحيان پرداختند.

حضور مأموران لباس شخصی در اطراف منزل مزبور نيز كاملاً مشهود بود و حتی در مراجعه‌ی اين افراد به خانواده احسان فتاحيان از آنان خواسته شد تا نوشته‌ای كه در آن از عبارت شهيد برای احسان فتاحيان استفاده شده بود را از روی تاج گلی كه درب منزل قرار گرفته بود بردارند.

منبع خبر :  هرانا(خبرگزاری فعالان حقوق بشر ایران)

16 آذر روز دانشجو !؟!

 

اولین 16 آذر- کلیک کنید

سه یار دبستانی-روایتی از وقایع 16 آذر 1332 در دانشگاه تهران کلیک کنید

سه آذر اهورايي

 

خواننده: جمشید جم
سال اجراء: بهمن 1357

یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دل های آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه

یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دل های آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کن

یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

 

دانلود آهنگ "یار دبستانی من" با صدای جمشید جم

 

 

برای شنیدن آهنگ روی لینک بالا کلیک کنید

برای دانلود آهنگ روی لینک بالا کلیک راست کنید و گزینه ی

Save target as… را بزنید

 

از روز دانشجو چه خبر؟

شما چه کردید؟